اختصاصی کوله بار مازندران

نمی دانم این روزها تو دیر به دیر یادم می کنی یا من زود به زود دلتنگت می شوم .....

همسفر تا بهشت

اهل نماز شب و گريه هاي نيمه شب بود طوري كه گاهي از اوقات با گريه هاي نماز شب ايشان بنده براي نماز بيدار مي شدم، مي‌ديدم دارد با خدا راز و نياز مي كند و اشك مي‌ريزد

يك قرآن توجيبي داشت كه هميشه همراهش بود و آنرا قرائت مي‌كرد.



معمولاً هر زماني كه در زندگي با مشكلي مواجه مي‌شد، با ذكر صلوات حلش مي كرد. با اين ذكر زياد مانوس و محشور بود.

يک روز برادر ايشان تصادف خيلي سختي داشتند. طوري كه همه فاميل از اين موضوع ناراحت بودند. اما محمدآقا خيلي صبور و خونسرد بود. مي گفت تا خدا نخواد هيچ اتفاقي نمي افتد.

راوی:همسر شهید

پاسدار شهید محمد منتظر القائم


#همسرانه

به کانال شهدا بپیوندید
 
https://telegram.me/joinchat/DBgMAT7T8Bu4ZIvTfF8yxw

https://mazandaran.koolebar.ir/node/5675

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
کپچا
. CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.